تبليغاتX
!!! /سینما پیشرو....بازن/اوان_گارد
دوستان سینما
 

 

ناصر مولوی...............چنگیز وثوقی .....................محمد بیک وردی

phrs9j6yideclu2qsc.jpg

 

       4qk4azp1pa4ebcch0rx5.jpg  6703kcko44rzkax5y78.jpg umzh3y9if691tus4vsi.jpg

ناصر مولوی . چنگیز وثوقی. محمد بیک وردی  ناصر مولوی . چنگیز وثوقی. محمد بیک وردی

.......................................................................................................

2 نوشته شده در  شنبه 17 اردیبهشت1390ساعت 21:32  توسط فاطمه اسکندری  | 

ناصر مولوی
      

                                    ناصر مولوي

nasermolavi@yahoo.com

www.changizvosoughi.blogfa.com

2 نوشته شده در  جمعه 13 اسفند1389ساعت 0:40  توسط فاطمه اسکندری  | 

عکس و تست گریم چنگیز وثوقی

 

( عکس و تست گریم شخصیت های مختلف)

phrs9j6yideclu2qsc.jpg

 

ناصر  مولوی-چنگیز وثوقی- محمد بیک وردی 

xps2ih7646xbermhz25m.jpg   

 zsb2mvxsivfmvpjcghmv.jpgtjnzsshqvz3eqswcxojw.jpg95xiw9wkc4j0q1iuvbq.jpg

ziyvym3f9z0yqxgqfz9h.jpg         xyzh8nx7g9p3w13cfmy.jpg

        no2o718j4gxgrvoij6q.jpg         jk7hvp8do3q9ulvju9t8.jpg 

 

2hhdbqbfj3748gidxbag.jpg y37xfpiyf5wl9q4tnwqy.jpgfdrtf8b65b5ywibhvq5y.jpgm658p9zpy1i9qvopsww.jpg  lhd5lmrg13fytnknch7.jpg sikprybnhy0o7ygzzdt.jpg 7wpzl16pd94imcopllie.jpg  zdh77bt0d5r9va06m6kq.jpgv1g1gaukf8fd0g5e2ddj.jpg t8ogo5lxsw6l1a7n2bhg.jpg wqg34xle83npy4m5kjyn.jpg  xj5jfxpvuko029yf7bmj.jpg

7j0xa82p3ros7nmwmxlp.jpg yllr8t4pyvsclmiarox.jpg vy5w33cgqwcyvjn9tqdn.jpg  

c5ap12pw1ixvwqwz485b.jpgc6r7q0v1qehohehsosgt.jpg gzwjazixdfbqky117cav.jpg  

bw1f2krqnhq19df8eq0b.jpg rxzmfv011u0ufz1033c.jpg4tevpnu6hvvsswvbpbx.jpg aypv9xj6gfgpiltnwbtq.jpg  lwbjqa8wylivrpbqifv.jpg 8f52gbu3skzb8gghhyjq.jpg otmxp846jv4z0mk1zsp.jpg  t7qc7gu13352wku9h6gr.jpg vn04e80qd9j9c1m2xy.jpg 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 23:12  توسط فاطمه اسکندری  | 

ناصر مولوی و چنگیز وثوقی
 

phrs9j6yideclu2qsc.jpg

phrs9j6yideclu2qsc.jpg

 

ناصر  مولوی-چنگیز وثوقی- محمد بیک وردی 

 

ناصر  مولوی-چنگیز وثوقی- محمد بیک وردی 

8hnccsbklg5m25kytuhb.jpg

25k8fftnqz9qlj8kuhb.jpg mlhnzw23mkkxenpvyaox.jpg qjhm0aul6wj9aajuskxn.jpg bynmzugy6uj7b1zbyno.jpg 688ov3rzlmcl8zxcni.jpg xpqbgj7o9969vwal3fh.jpg tuz1nrdtilogarevggv1.jpg u3u831rtig3iyf7phqi6.jpg

vki9e44e4dgcvuynybu.jpg fmw6m0t1o1ghxpatt50.jpg  

azdk457g1x8gj4730b8p.jpgi1urxd75ftu49afyti.jpg

tfky9x66t435xkoartd.jpg 30jkl82tjo27w89cc0.jpgd01z9dvvwk9qb6njcyxs.jpg lavpwfdbwx8v1nmzgeyr.jpg 5scic82137g5o01hdwf.jpg xrovc0sn56lafc397yp4.jpg alew9citdqcqv38apan.jpg dlc0jod0ew4pxlx9wsyg.jpgk9814wnmlie9p0q1cca.jpg ehhmlua7v4tp0prpk92.jpg   uni6dc837s0vr6mth3ps.jpg  29y1r7e2jwk18e34s1hf.jpg i3lrqq58sbjtdl3ecmj.jpg41k03ytjk55aayczafk2.jpgijgqshedi1a6theszer9.jpg65chw6a1l5dsoa29b0pp.jpg lfgpkipnmchm1o6k27u6.jpg ec7swobhh0r1kaahbo7.jpg sdywkq2qu26x7m8i13j.jpg   

bicvx2ktkqc92qyqsca.jpg hhllchv5hc5jf1q0osa4.jpgni4aw02ev2ozqw61ldjr.jpg

c11xb33pil2xm2j5t5tz.jpg llxlm448wysnyqq5hjab.jpgsruuylffntp2w7jlatd.jpg  a0s1ty1zykioblo0791.jpg  7cn0ijps3hac89yeuvv5.jpg mbdx8gxv6m1u0kg3z9t7.jpg

2 نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 20:36  توسط فاطمه اسکندری  | 

cinema
 

phrs9j6yideclu2qsc.jpg

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان  cfddtqtj8s3uchyzjvb.jpg wwemartuaq4a5p023vy.jpg p5qqfohfeelwix5oieiz.jpg o9ndyshjyrhg4uxwtjx.jpg aaci3aknlio8eun2rcri.jpg d6iaedlhccaqkrgqqzjd.jpg

jhswshzwpizdae0327.jpg ba10fommbmxrg7jg76ar.jpg 69d97sagxw97gvpctjm.jpg b8vrx2xtju2s7doju8.jpg 

po5e19ttx0pic381h276.jpg 9o539e0z9v1zxszpoy7s.jpg g80rze29c5zvjcs1g.jpg

2 نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت 13:19  توسط فاطمه اسکندری  | 

LOVING FRIENDS OF CINEMA , HELLO
LOVING FRIENDS OF CINEMA , HELLO :PISHRO CINEMA WEB LOG PROPOSES TO TAKE ACTION ABOUT CRITICISM AND STUDYING OF WORLD CINEMA FILMS , MONTHLY .
WE REQUEST , ALL CINEMA CONCERNED TO ACCOMPANY US WITH THEIR OPINIONS FOR ADVANCING OF OUR NEXT PROGRAMS IN THIS WEB LOG .
FOR STUDYING AND STATIS TICAL OF INTERESTED PERSONS AND RECORD OF THEM , WE REQUEST YOU SENDING YOUR NAME , E-MAIL AND TEL . NO. AS SOON AS POSSIBLE TO OUR ADDRESS .


DEAR FRIENDS , FOR YOUR INFORMATION , BELOW LISTED FACILITIES WILL BE COMFORTED IN YOUR CHOICE .
1- ELECTED FILM WILL BE SELECTED BY YOUR OFFERS AND VIEW POINTS.
2- CONSIDERED FILM WILL BE GIVEN TO ALL MEMBERS .
3- LIST OF PISHRO CINEMA WEB LOG FILMS WILL BE PRESENTED IN FUTURE .
4- IN CASE OF MEMBERS AGREEMENT , MEETINGS FOR CRITICISM AND STUDYING WILL BE CARRIED OUT
WE ARE WAITING FOR YOUR PRESENCE . . . . . . . . .
GOOD LOCKS

2 نوشته شده در  شنبه 8 خرداد1389ساعت 16:5  توسط فاطمه اسکندری  | 

سینما ........cinema


img/daneshnameh_up/1/15/maincinema.jpg
























سینما
، در میان شکل های هنری صنعتی شده ای که زندگی هنری قرن بیستم را تسخیر کرده اند ، نخستین و به نحوی قابل بحث همچنان مهم ترین آن هاست. شکلی که از دوران شروع محقرانه اش در محوطه های شهر بازی اوج گرفته تا تبدیل به صنعتی میلیارد دلاری ، دیدنی ترین و اصیل ترین هنر معاصر شود.

سینما با نوعی انفجار آغاز نشد. هیچ حادثۀ مشخصی را نمی توانیم نام ببریم که قاطعانه میان عصر سینما و عصر پیش از آن تمایز به وجود آورد. پیدایش سینما جریانی پیوسته بوده است که با آزمایش ها و ابزار اولیه ای آغاز شد که هدفشان نمایش تصاویر به صورت متوالی بود. این تمهید بصری که در ابتدا یک اسباب بازی تلقی می شد به تدریج به ماشین پیچیده ای بدل گشت که به شکلی قانع کننده واقعیت عینی را در حال حرکت عرضه می کرد.

ظهور سینما نیازمند مقدماتی بود که گرهشان تنها به دست مخترعان باز میشد. پس از آن که مقدمات لازم برای ظهور سینما فراهم شد ، این انتظار مدت درازی به طول نینجامید و در سال 1895 تقریبا به طور هم زمان در آمریکا ، انگلستان ، فرانسه و آلمان انواع مختلف دوربین های فیلم برداری پیدا شدند. این دستگاه ها اسم های عجیبی داشتند از قبیل کینه توسکوپ ( Kinetoscope ) ، بیوسکوپ ( Bioscope ) ، ویتاسکوپ ( Vitascope ) ، سینماتوگراف ( Cinematograph ) و ... . همۀ این دستگاه ها کاری شگفت می کردند. یعنی تصویر سیاه و سفید اشخاص زنده ای را در دنیای آشنا و واقعی نشان می دادند.

تلاش دانشمندان و مخترعان برای یافتن این دستگاه ها ما را بر آن می دارد تا پیش از هر چیز سینما را فرزند علم بدانیم ، اما تا آن جا که به مخترعین مربوط می شد ، عکس های متحرک ممکن بود در همان مرحلۀ مناظر یک دقیقه ای بماند. زیرا برای آن ها تنها جنبۀ علمی سینما مهم بود و به هنر ، خلاقیت و قدرتی که پشت این دستگاه ها نهفته بود توجهی نداشتند.
فیلم های اولیه هم از نظر محتوا و هم از نظر شکل بسیار ابتدایی بودند و چیزی جز فیلم برداری از زندگی روزمره نبودند. تماشاگران نخستین سینما می نشستند و مناظری عادی مانند هجوم امواج به ساحل ، حرکت سریع اتومبیل ها در خیابان ، ورود قطار به ایستگاه یا حتی مردمی را که در آفتاب قدم می زدند با چشمان بهت زده تماشا می کردند ، اما به واسطه همین تصاویر ابتدایی ولی جادویی بود که ، طی بیست سال سینما در سراسر جهان گسترش یافت ، تکنولوژی پیچیده ای را به تکامل رساند و به راهش ادامه داد تا تبدیل به صنعتی مهم شود. صنعتی که علاوه بر سرگرمی می شود از آن برای مقاصد آموزشی ، تبلیغی و تحقیق علمی نیز استفاده کرد . با این ویژگی ها، دور از ذهن نبود که کم کم توجه بازرگانان ، هنرمندان ، دانشمندان و سیاست مداران نیز به آن جلب شود.

به این ترتیب با گسترش سینما در جهان و محبوبیت عام آن مخترعین کماکان به اختراعات و پیشرفت های فنی در زمینۀ سینما ادامه دادند. این کشفیات توسط تجار سینمایی که بیشتر در فکر ثبات مالی بودند در اختیار هنرمندان قرار گرفت و آن ها نیز این پدیده را که یک وسیلۀ بیان تازه بود از یک تفریح ساده به حد یک هنر (هنر هفتم) ارتقاء دادند و در نتیجه توانستند سینما را به محملی برای تلاقی علایق ، تمایلات مختلف مالی و ایدئولوژیک تبدیل کنند.

در واقع مخترع ، هنرمند و تاجر سه راس مثلث تولید فیلم را تشکیل می دهند. هیچ کدام از آنها نمی توانند بدون سایرین کار کنند و در ضمن هیچ یک بدون وجود آن تودۀ عظیم مردم که در صندلی های سینما به تماشای فیلم آنها می نشینند دیگر کاری از پیش نخواهند برد زیرا این تماشاگران هستند که با شور و اشتیاق خود سینما را قوام و دوام می بخشند.
2 نوشته شده در  شنبه 8 خرداد1389ساعت 15:51  توسط فاطمه اسکندری  | 

دیوید وارک گریفیث ( David Wark Griffith )

دیوید وارک گریفیث ( David Wark Griffith )

دیوید وارک گریفیث در میان کارگردانان بزرگ سینمااز جایگاهی خاص برخوردار است.

img/daneshnameh_up/c/c5/grifis2.jpg


گریفیث در 23 ژانویه 1875 در کنتاکی ( آمریکا ) متولد شد. پدرش در زمان جنگ داخلی امریکا سرهنگ بود و در جناح ایالت های متفق جنوب می جنگید. زمانی که از جنگ بازگشت مزرعه شان در آستانه ویرانی قرار داشت به طوری که هرچه تلاش کردند نتوانستند آن را سامان دهند و در نهایت نیز با مرگ پدر گریفیث چیزی برای خانواده اش باقی نمانده بود.

به دلیل اوضاع بد مالی ، گریفیث هرگز به دبیرستان نرفت و به جای رفتن به دبیرستان به کار کردن مشغول شد. گرچه فقر ، گریفیث را وادار به ترک تحصیل کرد ، اما او هرگز دست از مطالعه برنداشت و اوقات فراغتش را صرف مطالعه آثار بزرگانی چون چالز دیکنز ( Charles Dickens ) می کرد. در جوانی رویایش آن بود که یک داستان نویس بزرگ نظیر دیکنز شود ، اما پس از آنکه برای اولین بار اجرای نمایش نامه ای را در تئاتر لوئی ویل دید ، رویای دیکنز دیگری شدن را کنار گذاشت و مصمم شد که به نمایش نامه نویسی بپردازد.

گریفیث که مشتاق پیدا کردن راهی برای آغاز کارش بود ، نزد مدیر یک شرکت سهامی به نام ادولف لستینا ( Adolf Lestina) رفت ، که بیشتر نمایش نامه ها را در لوئی ویل به روی صحنه برده بود. لستینا به جای تمسخر این جوان ، پند خوبی به او داد : « شما نمی توانید پیش از آشنایی با صحنه ، نمایش نامه نویس خوبی شوید، بیشتر نمایش نامه نویسان در آغاز بازیگر بوده اند ، شکسپیر (Shakespear) و مولیر ( Mullier ) را در نظر بگیرید.»

گریفیث که برای بازیگری از خصوصیات خوبی برخوردار بود به بازیگری تئاتر روی آورد البته با نام لارنس گریفیث. در 20 سالگی ایالت خود را ترک کرد و 16 سال از عمر خود را صرف کار در تئاتر کرد. او اغلب با شرکت های بی اهمیت همکاری می کرد و کارش چندان با موفقیت قرین نبود.

در 1906 ، لارنس گریفیث با یکی از همبازی های خود به نام لیندا آرویدسون ( Linda Arvidson ) ازدواج کرد.

در سال 1907 بالاخره گریفیث توانست اولین نمایش نامه اش را به فروش برساند. این نمایش نامه ، ابله و دختر ( The Fool And The Girl ) نام داشت و گریفیث آن را به جیمز.ک.هکت ( James .K. Hackett ) ، یکی از تهیه کنندگان سرشناس دنیای تئاتر ، فروخت. اجرای این نمایشنامه بیش از یک هفته دوام نیاورد و برای گریفیث یک ناکامی بزرگ بود. گریفیث سرخورده از کسب درامد و موفقیت ، با وجود آنکه سینما را تحقیر می کرد تصمیم گرفت در یکی از کمپانی های سینمایی که در هر گوشه شهر سر بر می آوردند شغلی دست و پا کند.

در آن زمان کمپانی ها به دنبال طرح ها و داستان های جدید بودند. گریفیث با آگاهی از این مطلب اولین فیلم نامه خود را نوشت و آن را به استودیوی ادیسون برد. کسی که فیلم نامه به او سپرده شد ادوین پورتر( Edvin.s.Porter ) بود. پورتر قول داد فیلم نامه را بخواند. پورتر که در جستجوی بازیگری برای ایفای نقش اصلی در فیلمی با نام نجات یافته از آشیانه عقاب ( Rescued From An Eagle's Nest ) بود به گریفیث پیشنهاد داد تا این نقش را بپذیرد. گریفیث ناچار این نقش را پذیرفت. فیلم بد بود و گریفیث هم در نقش کوهنوردی که جان خود را برای نجات بچه ای به خطر می انداخت ، بهتر جلوه نکرد.

پس از این آغاز نه چندان موفق در سینما ، پورتر کار دیگری برای گریفیث نداشت ، فیلم نامه اش نیز از سوی کمپانی ادیسون مورد موافقت قرار نگرفت. گریفیث مجموعه فیلم نامه هایش را به کمپانی بایوگراف(Biograph ) برد. بایوگراف که به ساختن فیلم های داستانی روی آورده بود و به دنبال فیلم نامه های جدید می گشت ، گریفیث را برای فیلم نامه نویسی استخدام کرد.

پس از مدتی که گریفیث در کمپانی بایوگراف ، به بازیگری و به فیلم نامه نویسی مشغول بود ، نایب رئیس بایوگراف به او پیشنهاد کارگردانی فیلم داد. گریفیث با این پیشنهاد بسیار محتاتانه برخورد کرد و تنها وقتی که به او اطمینان داده شد که در صورت شکست در این حرفه ، شغل اصلی اش را در بایوگراف از دست نخواهد داد ، آن را پذیرفت.

اولین فیلم نامه ای که به گریفیث ارائه شد ، ماجراهای دالی ( The Adventures Of Dollie )نام داشت که اکثر کارگردانان به مراتب با تجربه تر از او آن را رد کرده بودند. گریفیث بدون توجه به این مسئله فیلم نامه را پذیرفت و مطالعاتی را در زمینه فیلم سازی شروع کرد. او ساعت های متمادی را در استودیو صرف بررسی فیلم هایی کرد که کارگردانان دیگر ساخته بودند. سرانجام ماجراهای دالی توسط گریفیث ساخته شد و در 1908

در فاصله سال های 1908 و 1913 گریفیث بیش از 400 فیلم برای بایوگراف کارگردانی کرد. آخرین این فیلم ها جودیت از بیت الحم ( Judith Of Bethulia ) نام داشت. این فیلم چهار حلقه بود و اقتباسی بود از داستان های مذهبی- تاریخی. مدت طولانی فیلم و هزینه بالای آن ، اختلافات بین گریفیث و بایوگراف را به اوج خود رساند. سرانجام گریفیث که از سیاست های محافظه کارانه شرکت بایوگراف ، به ویژه مقاومت در برابر فیلم بلند ، به شدت خسته شده بود در اواخر 1913 از این شرکت جدا شد.

تفاوت میان نخستین و آخرین فیلم گریفیث در شرکت بایوگراف به راستی حیرت آور است ، به ویژه در آن عرصه هایی که گریفیث بیش از همه دل نگران آنها بود: تدوین و بازیگری. در عرصه تدوین ، نام گریفیث احتمالا بیش از هر چیز با کاربرد استادانه برش موازی در صحنه های نجات در آخرین لحظه پیوند دارد. اما گذشته از این ، او در ضابطه مند کردن کردن چند فن تدوینی دیگر نیز نقش ارزنده ای داشت ، که برش به نمای نزدیک تر به بازیگران در هنگام تنش های روانی یکی از آنهاست و استفاده مطلوب از فید اوت ( Faid Out ) ، در انتهای فیلم ها یکی دیگر از آنها . تاثیر گریفیث در امر بازیگری چنان بود که حتی در همان زمان هم می گفتند ، فیلم های بایوگراف در عرصه ایفای نقش به سوی سبکی تازه ، صمیمانه و سینمایی تر گام بر می دارد. اینکه این فیلم های بایوگراف حتی امروز که چندین دهه از تولیدشان می گذرد ، همچنان مسحورکننده می نمایند ، هم به خاطر استفاده استادانه از قالب ها و فنون سینمایی ، و هم به دلیل مطرح ساختن حادترین مسائل اجتماعی زمان خود ، یعنی تغییر در نقش اجتماعی زنان و مردان ، رشد روزافزون شهرنشینی ، نژادپرستی و …است. در واقع با تلاش های گریفیث ، به تدریج از شباهت های سینما به تئاتر کاسته می شد و سینما جایگاه واقعی خود را به دست می ‎آورد و از نظر کیفی بهبود پیدا می کرد.

گریفیث بعد از جدا شدن از بایوگراف ( اکنون دیگر با نام دیوید گریفیث شناخته می شد ) به کمپانی نوپایی به نام میو چو آل ( Mutual Film ) پیوست. او نخست چند فیلم چند حلقه ای به بازار عرضه کرد و در ژوئیه 1914دوازده حلقه ای ( نزدیک 3 ساعت ) تا آن زمان طولانی ترین فیلم آمریکا و در عین حال پر هزینه ترین آن هم بود و تولد یک ملت ( Birth Of A Nation ) نام داشت. داستان فیلم درباره جنگ های داخلی آمریکا بین جنوبی ها و شمالی ها بود. تولد یک ملت در ژانویه 1915 پخش شد. این فیلم که نقطه عطف انتقال از فیلم کوتاه به فیلم بلند بود ، هم از نظر هنری و هم از نظر تجاری با موفقیت روبه رو شد اما طوفانی از مخالفت ها را نیز برانگیخت. گریفیث یک جنوبی بود و فیلم او به شدت ضد سیاه پوستان. سیاه پوستان و سفیدپوستان هم صدا ، مطالب تندی علیه دیدگاه گریفیث ابراز داشتند. تولد یک ملت نشان داد که سینما فقط وسیله ای برای باز گویی یک قصه نیست ، بلکه توانایی برانگیختن شور و احساسات عمیق را نیز دارد.

یک سال بعد گریفیث دومین فیلم بلند خود را که بلندپروازانه تر بود ساخت. این فیلم تعصب ( Intolerance ) نام داشت. تعصب چهار داستان متفاوت را که هر یک در دوره ای از تاریخ رخ می دادند و به مسئله تعصب در تاریخ می پرداختند روایت می کرد. این فیلم که پرهزینه تر و طولانی تر از تولد یک ملت بود با موفقیت عمومی رو به رو نشد چون به نظر تماشاگران فیلم بیش از حد طولانی و پیچیده بود.

در 1918، پریفیث میوچوآل را ترک کرد و همراه با مری پیکفورد ( Mary Pickford ) ، داگلاس فربنکس(Douglas Fairbanks ) و چارلز چاپلین ( Charles Chaplin ) کمپانی جدیدی را با نام یونایتد آرتیستز( United Artists ) پایه گذاری کرد. اولین فیلم او در این کمپانی شکوفه های پژمرده ( Broken Blossoms )1919 روی پرده رفت. شکوفه های پژمرده از نظر اهمیت ، سومین فیلم بلند گریفیث است و بر خلاف دو فیلم دیگر ، داستانش ابعاد نسبتا کوچکی دارد و پیرامون سه شخصیت دور می زند ، دختری نوجوان ( با بازی لیلیان گیش ( Lillian Gish)) ، پدرخوانده بی رحم دختر ، پسری چینی و مهربان.

پس از پخش شکوفه های پژمرده در 1919 ، زندگی حرفه ای گریفیث ، هم از نظر هنری و هم از نظر اقتصادی سیر نزولی به خود گرفت و او هرگز نتوانست جایگاه گذشته خود را بازیابد. شاید مهم ترین دلیل ناکامی او این بود که هرگز نتوانست خود را با تحولات و حساسیت های آمریکای پس از جنگ تطبیق دهد و از همراهی با تماشاگرانی که روز به روز باریک بین تر می شدند باز ماند.

مهم ترین فیلم هایی که گریفیث در دهه 1920 ساخت ، به سوی شرق ( Way Down East ) و یتیمان طوفان ( Orphans of the Storm ) نام داشتند که در حقیقت اقتباس هایی سینمایی از ملودرام های قدیمی تئاتر بودند. گریفیث آخرین فیلم بلندش را با نام تلاش ( The Struggle ) در 1931 ساخت. این فیلم انتقادات شدیدی را برانگیخت وبه عنوان بدترین اثرش شناخته شد. از آن پس هیچ کس حاضر نشد برای ساختن فیلم جدید به او کمک مالی کند . از طرفی گریفیث پس اندازش را نیز از دست داده بود و سرمایه اش در بورس هم با سقوط این بازار در 1929 به باد رفت. گریفیث به حاشیه هالیوود رانده شد و کنج عزلت گزید ، تنها گاهی به عنوان ویراستار یا مشاور فیلم نامه به خدمت گرفته می شد. در اواخر عمر پس از ترک همسر دومش در یک هتل ساکن شد و سرانجام در 23 ژوئیه 1948 به دلیل خونریزی مغزی در انزوای کامل درگذشت.

پخش شد. فیلم موفقیت آمیز بود. پس از این موفقیت گریفیث شغلی دائمی با دستمزدی نسبتا خوب در بایوگراف به دست آورد. ساخت فیلمی را آغاز کرد که اگر در همه عمرش فقط همین یک اثر را کارگردانی کرده بود باز هم نامش در تاریخ سینما جاودان می ماند. این فیلم ، در

فیلم های برگزیده

فیلم های کوتاه

آوای پیرهن ( 1908 – The Song Of The Shirt )
ویلای دورافتاده ( 1909 - The Lonely Villa )
تلگرافچی لاندیلی ( 1911 – The Lonedale Operator )
بانوی نقاشی شده ( 1912 – The Painted Lady )
کلاه نیویورکی ( 1912 – The New York Hat )
دل مادر ( 1913 – The Mothering Heart )
نبرد درۀ الدربوش ( 1914 -The Battle of Elderbush Gulch )


فیلم های بلند

جودیت از بیت الحم ( 1913- Judith Of Bethulia )
تولد یک ملت ( 1915 - Birth Of A Nation )
تعصب ( 1916 – Intolerance )
شکوفه های پژمرده ( 1919 - Broken Blossoms )
به سوی شرق ( 1920 - Way Down East )
یتیمان طوفان ( 1921 - Orphans of the Storm )
آبراهام لینکلن ( 1930 - Abraham Lincoln )

2 نوشته شده در  شنبه 8 خرداد1389ساعت 15:48  توسط فاطمه اسکندری  | 

سینمای کمدی ( Comedy)


سینمای کمدی ( Comedy)

تعریف ساده و بنیادی کمدی در تئاتر و سینما این است که : کمدی اثری است که در بیننده شادی و نشاط ایجاد کند و به خوبی و خوشی به پایان برسد. اما غنای یک اثر کمدی به مفهومی بستگی دارد که به واسطه آن ، تماشاگر به خنده افتاده.

انواع مختلفی کمدی وجود دارد ، که هر یک به شیوه ای در بیننده شادی و خنده ایجاد می کنند ، برای مثال در کمدی های تلخ و سیاه ، خنده از رخ دادن یک ماجرای جدی ، ایجاد می شود و حتی گاه ، پایان تلخی هم دارد.
اما عامل مشترک در همه انواع کمدی ، وجود رگه های مضحک در رفتار و عملکرد انسان هاست و نیز کوشش در جهت خنداندن تماشاگر ، به واسطه خطاها و ناکامی های آدم هایی کمی کند ذهن تر از خود آنان و یا باهوش تر از خود آنان. در حالت اول ، تماشاگر خود را برتر از قهرمان کمدی می پندارد و به این حس برتری دامن می زند و در حالت دوم که قهرمان از او برتر است ، جهان را از چشم او می بیند.


تاریخچه ای بر سینمای کمدی

فیلم کمدی جزو اولین گونه های سینمایی بود که شکل گرفت و به خوبی تداوم پیدا کرد. در واقع فیلم سازان اولیه سینما ، بعد از آنکه در تجربه های اولیه شان ، فیلم های مستند و واقعی از زندگی مردم ارائه دادند ، در تجربه های بعدی به سراغ خنداندن مردم رفتند ، زیرا از طرفی نمایش های خنده دار در بین مردم بسیار پر طرفدار بود و ثانیا ، از آنجا که آنها به دنبال بازیگران تئاتر می رفتند تا در فیلم هایشان بازی کنند ، کمدین و شخصیت های خنده دار بین آنها بسیار بود. بسیاری از آنها از فیزیک مناسبی برخوردار نبودند ، برای مثال بسیار چاق بودند و یا بسیار کوتاه و یا ... . و همین ویژگی ها بود که آنها را به سمت اجرای نمایش های کمدی و بعدا فیلم های کمدی کشاند. درواقع این شخصیت ها ، کمدین های روی صحنه بودند و حال می خواستند کمدین های عرصه سینما باشند. به این ترتیب ، فیلم های کمدی اولیه ، بر اساس بازیگرانشان شکل می گرفتند و آنها بودند که به فیلم هایشان هویت می بخشیدند ، این روشی است که بسیاری از فیلم های کمدی بر اساس آن ساخته شده اند ، اینکه بازیگرانی تنها در کار کمدی هستند و نام مشخصی دارند که در تمام فیلم هایشان آن را حفظ می کنند و در واقع فیلم هایشان بیش از آنکه نام خود را داشته باشند ، بر اساس نام کمدینشان شناخته شده هستند.

img/daneshnameh_up/b/b0/MaxLinder1.jpg
بسیاری ماکس لندر ( Max Linder ) فرانسوی را ، اولین کمدین بزرگ تاریخ سینما می دانند. لندر کار خود را از کمپانی پاته ( Pathe ) در فرانسه آغاز کرد ، که مهم ترین کمپانی فیلم سازی در فرانسه و یکی از مهم ترین ها در جهان تا پیش از جنگ جهانی اول بود. ماکس لندر در این کمپانی بیش از چهارصد فیلم ساخت ، که نویسنده ، کارگردان و بازیگر همه آنها خودش بود. او در عمده این فیلم ها شخصیت ظریف مردی شیک پوش و خوش برخورد را که بسیار بد شانس است را ، بازی کرد و با همین نقش به شهرتی جهانی دست یافت. تاثیر لندر بر کمدی های مک سنت ( Mack Sennett ) و چارلی چاپلین

img/daneshnameh_up/8/8a/macks.jpg
مهم ترین پایه گذار سینمای کمدی صامت در آمریکا ، مک سنت بود. مک سنت که در بسیاری از فیلم هایی که گریفیث برای کمپانی بیوگراف ساخته بود ، بازی کرده بود ، به دقت از گریفیث فیلم سازی را آموخت. مک سنت بعد از مدتی کار برای کمپانی های مختلف ، سرانجام کمپانی خود را با همکاری چند تن دیگر ، به نام کی استون فیلم ( Keystone Film Company ) تاسیس کرد و در بین سال های 1913 تا 1935 ، هزاران فیلم کوتاه و بیش از صد فیلم بلند ساخت. مک سنت موفق شد یک گونه سینمایی برای خود خلق کند ، کمدی استپ استیک. این گونه سینمایی از سیرک ، نمایش های کمدی ، پانتومیم ، فیلم های تعقیب و گریز کمدین فرانسوی ، یعنی ماکس لندر و ... مایه گرفته بود. مک سنت در این نوع کمدی ها ، جهانی پر هرج و مرج را خلق می کرد ، متشکل از پرتاب های خامه و شیرینی ، آویزان شدن از پرتگاه ها ، تقیب و گریز اتومبیل ها ، ضرب و شتم های پر سر و صدا و ... . فضایی که او خلق می کرد سرشار از تحرک بود و همه چیز در آن به شوخی گرفته می شد. این سبک کمدی با ظهور چهره های مطرح و نامداری چون چارلی چاپلین ، باستر کیتن ( Buster Keaton ) ، هری لنگدون ( Harry Langdon ) و هرولد لوید ( Harold Lioyd ) ، توسعه یافت. هر یک از این چهره ها شخصیتی خاص را از خود به نمایش گذاشتند و سینمای کمدی را بسیار ارتقاء دادند و به این ترتیب عصر طلایی کمدی شکل گرفت.
به این جهان آکنده از بی نظمی و سردرگمی ، قهرمان زن کمدی هم افزوده شد و خط داستانی فیلم ها را به سوی فیلم های عاشقانه کمدی کشاند. پانتومیم به یک جزء اصلی سینمای کمدی بدل گشت و هر یک از این هنرمندان که در بالا اشاره شد ، از مهارت های بدنیشان برای خلق فضای شاد و کمیک ، سود جستند.

img/daneshnameh_up/9/99/marx2.png
با ورود صدا به سینما ، سینمای کمدی دستخوش دگرگونی اساسی شد. کماکان شوخی تصویری وجود داشت ، اما شوخی های کلامی بعد تازه ای به سینمای کمدی بخشیده بود. برخی کمدین ها توانستند خود را با این تحول جدید وفق دهند و برخی نیز نتوانستند. در این میان لورل و هاردی ( Stan Laurel & Oliver Hardy ) بسیار موفق بودند. اما شاید موفق ترین کمدین های این دوران برادران مارکس (Marx Brothers ) باشند. برادران مارکس ، چهار کاراکتر بودند به نام های هارپو ، گرچو ، زپو و چیکو که فیلم های آنها علاوه بر برخورداری از صحنه های کمیک ناشی از هرج و مرج و بی نظمی ، سرشاز از دیالوگ های احمقانه و بی سر و ته و در عین حال بسیار طنز آمیز بود. از جمله فیلم های مطرح برادران مارکس می توان به سوپ اردک ( 1933- Duck Soup ) و شبی در اپرا ( 1935- A Night at the Opera )

در دهه 1930 نوع دیگری از کمدی نیز مطرح شد. این کمدی به آثار تئاتری شباهت داشت ، رئالیستی بود ، به مسائل روز اجتماعی می پرداخت ، ساختار نمایشی داشت و هوشمندانه بود. این کمدی ها به دیالوگ های طنز آمیز تکیه زیادی می کردند و از طرفی مورد علاقه تماشاگران هوشمندی بودند که به تازگی به سینما روی آورده بودند. از جمله این کمدی ها می توان به درد سر در بهشت ( 1932- Trouble in Paradise ) ، ساخته ارنست لوبیچ ( Ernst Lubitsch ) ، در یک شب اتفاق افتاد ( 1934- It Happened One Night ) ، ساخته فرانک کاپرا ( Frank Capra ) و بزرگ کردن بچه ( 1938- Bringing Up Baby ) ، ساخته هاوارد هاکس ( Howard Hawsk ) اشاره کرد.

در دهه 1940 و به ویژه ، در سال های اوج جنگ جهانی دوم و سال های جنگ سرد ، دیگر جای زیادی برای کمدی و شوخ طبعی وجود نداشت. در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 ، چند فیلم کمدی ساخته شدند ، ولی آشکارا نازل و بسیار سطحی بودند. در همین دوران بیلی وایلدر ( Billy Wilder ) ، فیلم ساز بزرگ و مطرح آمریکایی چند فیلم درخشان با مایه های کمیک ساخت که از میان آنها دو فیلم ، بعضی ها داغش رو دوست دارند ( 1959- Some Like It Hot ) و آپارتمان ( 1960- Apartment ) ، جزو بهترین فیلم های کمدی تاریخ سینما هستند. این دو فیلم وایلدر ، بهره مند از نوع خاص طنزپردازی او بودند و اکنده از شوخی های کلامی درخشان.

img/daneshnameh_up/f/fe/Jerry1.jpg
دهه پنجاه همچنین ، شاهد ظهور جری لوئیس ( Jerry Lewis ) بود. فیلم های اولیه جری لوئیس ، آثاری پر تحرک بودند و یادآور فیلم های قدیمی کمدی. اوج فعالیت جری لوئیس در دهه شصت و هفتاد بود.

به این ترتیب سینمای کمدی که شروعی قدرتمند و دوران اوج نسبتا طولانی را پشت سر گذاشت ، اما در ادامه رکود چشمگیری داشت. زیرا از طرفی تماشاگران دیگر روی خوش به کمدی های سبک نشان نمی دادند و خواهان عمق و ظرافت بیشتر در فیلم های کمدی بودند ، و از طرف دیگر ، ستاره های بزرگی در عرصه کمدی مانند سابق ظهور پیدا نکردند. همه این عوامل موجب شد که رویکرد جدیدی در عرصه کمدی را شاهد باشیم ، اینکه فیلم های این ژانر ، بیش از آنکه خنده دار باشند ، تلخ و درد آور بودند. این نوع کمدی را اصطلاحا کمدی سیاه می نامند. در جناح مثبت ، باید به فیلم های خوش بینانه مل بروکس ( Mel Brooks ) اشاره کرد و در جناح مقابل به فیلم های ظریف و حساس وودی آلن ( Woody Allen ). وودی آلن موفق به خلق یک نوع کمدی خاص خود شد که آمیزه ای بود از هجو ، فارس و شوخی های کلامی و بهره مند از اندیشه ای خاص که نظام اجتماعی و سیاسی را زیر سوال می برد. در ضمن باید اشاره ای هم کرد به کمدی های هجو گونه استنلی کوبریک ، به ویژه فیلم دکتر استرنج لاو ( 1964- Dr. Strangelove ) که هجویه ای بود بر جنگ طلبی سردمداران آمریکا و برخی آثار مایک نیکولز ( Mike Nichols ) به ویژه فیلم کچ 22 ( Catch -22 ) ، که آن هم هجویه ای بود بر جنگ و اهداف پنهان در پشت آن.

در انتها باید گفت ، اگر چه سینمای کمدی دوران اوج خود را پشت سر گذاشته ، اما کماکان فیلم های درخشانی در این حوزه ساخته می شوند و همچنان چهره های مطرحی را در این عرصه شاهد هستیم که نوع خاص کمدی خود را عرضه می کنند ، چهره هایی همچون استیو مارتین ( Steve Martin ) و جیم کری ( Jim Carry ). تردید ناپذیر است. اشاره کرد.
نکته دیگری که باید گفت ، این است که امروزه ، در فیلم های کمدی سعی می شود بیش از آنکه بر روی شخصیت های کمدی تکیه داشته باشند بر موضوعات و محتوایی کمیک دست بگذارند.
2 نوشته شده در  شنبه 8 خرداد1389ساعت 15:45  توسط فاطمه اسکندری  | 

نقد فیلم.

سلام به اعضای وبلاگ و  اعضای گروه تاتی

از بین ۳ فیلم زیر یک فیلم را برای نقد و بررسی انتخاب کنید و نام فیلم مورد نظر را در قسمت نظر دهید وارد کنید.

۱.فیلم سینمایی  هفت:

۲.فیلم سنمایی صحرای سرخ:

۳. فیلم سینمای راشومون:

نقد و تحلیل کنید تا فیلم خوب را از بد تشخیص دهید

2 نوشته شده در  چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 11:41  توسط فاطمه اسکندری  | 

Bernard Herrmann
2 نوشته شده در  دوشنبه 23 فروردین1389ساعت 12:19  توسط فاطمه اسکندری  | 

Marlon Brando Biography
 
                                                        Marlon Brando

Actor. Born April 3, 1924, in Omaha, Nebraska. Brando grew up in Illinois, and after expulsion from a military academy, he dug ditches until his father offered to finance his education. Brando moved to New York to study with acting coach Stella Adler and at Lee Strasberg's Actors' Studio. Adler has often been credited as the principal inspiration in Brando's early career, and with opening the actor to great works of literature, music, and theater. While at the Actors' Studio, Brando adopted the "method approach," which emphasizes characters' motivations for actions. He made his Broadway debut in John Van Druten's sentimental I Remember Mama (1944). New York theater critics voted him Broadway's Most Promising Actor for his performance in Truckline Caf (1946). In 1947, he played his greatest stage role, Stanley Kowalski- the brute who rapes his sister-in-law, the fragile Blanche du Bois in Tennessee Williams's A Streetcar Named Desire.

Hollywood beckoned to Brando, and he made his motion picture debut as a paraplegic World War II veteran in The Men (1950). Although he did not cooperate with the Hollywood publicity machine, he went on to play Kowalski in the 1951 film version of A Streetcar Named Desire, a popular and critical success that earned four Academy Awards. His next movie, Viva Zapata! (1952), with a script by John Steinbeck, traces Emiliano Zapata's rise from peasant to revolutionary to president of Mexico. Brando followed that with Julius Caesar and then The Wild One (1954), in which he played a motorcycle-gang leader in all his leather-jacketed glory. Next came his Academy Award-winning role as a longshoreman fighting the system in On the Waterfront, a hard-hitting look at New York City labor unions.

During the rest of the decade, Brando's screen roles ranged from Napoleon Bonaparte in Désirée (1954), to Sky Masterson in 1955's Guys and Dolls, in which he sang and danced, to a Nazi soldier in The Young Lions (1958). From 1955 to 1958, movie exhibitors voted him one of the top 10 box-office draws in the nation. During the 1960s, however, his career had more downs than ups, especially after the MGM studio's disastrous 1962 remake of Mutiny on the Bounty, which failed to recoup even half of its enormous budget. Brando portrayed Fletcher Christian, Clark Gable's role in the 1935 original. Brando's excessive self-indulgence reached a pinnacle during the filming of this movie. He was criticized for his on-set tantrums and for trying to alter the script. Off the set, he had numerous affairs, ate too much, and distanced himself from the cast and crew. His contract for making the movie included $5,000 for every day the film went over its original schedule. He made $1.25 million when all was said and done.

Brando's career was reborn in 1972 with his depiction of Mafia chieftain Don Corleone in Francis Ford Coppola's The Godfather, a role for which he received the Academy Award for Best Actor. He turned down the Oscar, however, in protest of Hollywood's treatment of Native Americans. Brando himself did not appear at the awards show. Instead, he sent a Native American Apache named Sacheen Littlefeather (who was later determined to be an actress portraying a Native American) to decline the award on his behalf.

2 نوشته شده در  دوشنبه 23 فروردین1389ساعت 12:3  توسط فاطمه اسکندری  | 

James Dean
James Dean

James Dean is the legendary hero with a legendary story; live fast and die young. For over half a century, he has captured the world with his casual style, unflinching look and rebel attitude. James Dean has defined the essence of cool and without-a-cause for generations. His star continues to shine brighter and brighter.

Never has there ever been, never will there ever be. The one, the only, James Dean.

James Dean MySpace
2 نوشته شده در  دوشنبه 23 فروردین1389ساعت 11:50  توسط فاطمه اسکندری  |